نفسهای بی هدف
unutma...her gelen sevmez,ve hich bir seven gitmez...
 

 

خدایا التماست میکنم...

همه ی دنیایت ارزانی دیگران ،

ولی آنکه دنیای من است مال دیگری نباشد...

 

 

............

 

وقتی یه چیزی بهت میگه حرص تورو دراره...

برمیگردی و با اخم نگاش میکنی و یه ضربه میزنی

به بازوش که بگی خیلی بدی...

اما تنها کاری که اون میکنه لبخند میزنه و میگه:

منو زدی ؟؟؟ باشه !!!

قهر میکنه و روشو برمیگردونه

اونجاس که دلت میگیره ... اسمشو با تمام عشق صدا میکنی

دستاتو میگیره و میگه جووونم ؟؟؟شوخی کردمو میبرتت تو آغوشش

چشاتو میبندی و دلت آروم میگیره !!!

اونجاس که میگی : خدایا ازم نگیرش...

 

 

 


+ تاریخ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | ساعت17:13 | نویسنده هانی
|